من یک دختر مسلمانم

خدایا خامی اگر کردیم حامی باش تا همیشه... :)

سالی که نکوست از بهارش پیداست

بسم اللّه الرحمن الرحیم 
از تهران تمیز و بارونی دارم براتون پست میفرستم :) 
من به 96 ایمان دارم به خوب بودنش ایمان دارم چون خیلی خوب شروع شد برای من خیلی خیلی دلچسب :) همون روز اول سال 96 دوست جان با نامزد جانش اومد دنبالم رفتیم خونه دوستم اینا تا صبح خوش گذروندیم و کل روز دوم رو هم باز بیرون بودیم و خندیدیم :) 
پیش بینی میشه امسال همه ی سال با دوستام باشم و این فوق العاده است :) با دوست بودن دوست دارم ^__^
امیدوارم شمام این دو روز حسابی خوش گذرونده باشین 
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

آمد بهار جان ها...

یَا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ وَ النَّهَار



سال نوی همگی مبارک ^__^
امیدوارم سال خوبی باشه براتون و آخر سال 96 بگین چه سال معرکه ای بود :) 
شاد باشید 
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۱۶ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

روز مادر مبارک :)

بسم اللّه الرحمن الرحیم
 
روز مادر رو به همه به خصوص مادرای بیان و به خصوص به عشق جان هام بیگ بلاگر و پریسا حبه انگور تبریک میگم ^__^
اگه میشه دعا کنین یه جوری بشه بتونم سال دیگه پیش مادرم باشم دلم براش خیلی تنگ شده :( لعنت به بعد مسافت و لعنت به شرایطی که مجبوری یا مامانت رو داشته باشی یا بابات رو... 
کسایی که مامان تون پیش شماست برین حسابی بغلش کنین بوسش کنین کادو هم فراموش نشه :) بچه های خوبی باشین کلا ^__^
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۱۲ موافق ۰ مخالف

در جواب آقا یا خانوم معلم نوشت!

بسم الله الرحمن الرحیم
آقا یا خانوم معلم پیام خصوصی گذاشتن و پرسیدن که :

انقد از این مدل پیاما داشتم تو این مدت :| که واقعا نمیدونم چی بگم :| تو دوران تحصیل رومون آزمایش میکردن هی کتاب تغییر میدادن :)) رسما موش آزمایشگاهی بودم
الانم میخوان ازمون برای تحقیق استفاده کنن و قصد موعظه ندارن :|
ولی چون هفته ای یکی از این پیاما دارم :| گفتم بد نیست جواب ایشون رو بدم :)
بله تو دورهمی وبلاگی شرکت کردم نه فقط این دورهمی و نه فقط با بچه های بیان که دورهمی سایت هم میهن دورهمی سایت کوچولو دورهمی بلاگفایی ها هم بودم مشکلی داره دیدن کسایی که مدتیه داری وبلاگ شون یا مطالب شون رو میخونی؟
امیدوارم که واقعا مذهبی باشم ولی مسلما شما تا منو ندیدی نمیتونی قضاوت کنی مذهبی هستم یا خیر... من بخوام نقش بازی کنم ادای برخی خشک مذهب های متعصب رو در بیارم خوب بلدم خوب ِ خوب چون به وفور دیدم منتهی دوست ندارم ادای کسی رو در بیارم و من همینم که تو وبم هستم منتهی شما برای اطمینان میتونی از هولدن نارخاتون پریسا جولیک صبا و ... بپرسی که تو واقعیت چطوریم و اگه حکم ندین که هر کس تو دورهمی شرکت کرده باید به دینش شک کرد میتونی از زمر 53 و حاج مهدی بپرسی ماشالله زمر از سخت گیرترین مراجع سخت گیرتره و حاج مهدی هم خدا و بنده خدا ازش قبول کنن درس حوزه خوندن شاید بهتر بشه به قضاوت شون اطمینان کرد شماهام که وقت دارین کل وب رو بخونین آدرس تک تک کسایی که گفتم رو راحت پیدا میکنین :) نکردین بگین آدرس وباشون رو بدم ...
شما ایمیلی نذاشته بودی که بخوام ایمیل کنم جوابت رو
بعدشم واقعا داستان من و اسامی وبلاگایی که داشتم و قضاوت های مردم مثل اون حکایتیه که پدر و پسری با خرشون داشتن میرفتن هر کس یه حرفی زدش ...
اسم زرتشتی ماه و روز تولدم بود یه عده اعتراض کردن تو که تغییر کردی تو که مسلمونی باید اسم وبتم نشونه ی دینت باشه اسم رو تغییر دادیم شاید باعث شه خیلی جاها طبق همون قانون جذب بهتر شم هر هفته باید یه نفر بیاد بگه واقعا مسلمونی؟ اصلا میدونین چیه خیـــــــر بنده مسلمون نیستم!
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گویی هستم
اما تو چنان که مینمایی هستی؟
منم هر چی شماها ندیده میگین و قضاوت میکنین هستم! ولی شما اونی که ادعا میکنین هستین؟ :|
التماس دعای فرج
در پناه حق باشید
یا مهدی
۲۱ موافق ۰ مخالف

چقدر خوبه تو بشینی یکی دیگه بدو بدو کنه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

چهارشنبه سوری


۶ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

مهمان ناخوانده ی خوانده شده!

بسم اللّه الرحمن الرحیم 
دیروز تولد عمه ام بود :) منم برای شاد کردنش اول صمیمی ترین دوستش رو با همسرش دعوت کردم وقتی بابام فهمید گفت کاش دعوتش نمیکردی نمیشه جلوش اونقدری راحت بود که میشه جلو دوستای راهنمایی و دبیرستانش راحت باشیم :) 
دیگه زنگ زدم به بنده خدا خیلی رک گفتم که گفتن ما مدلی که میخوایم جشن بگیریم اینجوریه جلو تو معذب میشیم :) بذار یه وقت دیگه بیا :دی
بعدش پیام دادم به باحال ترین و عشق ترین دوست دوران راهنمایی و دبیرستانش و ازش دعوت کردم و گفتم بقیه رو دعوت کنه و بگه 7 بیان 
گفت یکی شون گفته میاد به بابا گفتم گفت یکی هم یکیه و خوبه :) خلاصه ساعت 7 شد نیومد 8 شد نیومد :| 9 شد نیومد :( اس دادم به دوست عمه مطمئنی گفته میاد؟ 9 شبه نیومده :(
داشتم با این دوستش اس بازی میکردم و به درس خونی عمه ام میخندیدیم که زنگ در رو زدن :)) ساعت 9:30 شب به طور عیالواری اومدن و من مجبور شدم دود شم سریعا :)) برم لباس مناسب بپوشم :|
خلاصه گفتیم و خندیدیم و کلی خوش گذروندیم :) 
وقتی رفتن بابا گفت خیلی خوشم میاد از اخلاق این دوستت شوهرشم تا حالا باهاش وقت نگذرونده بودم خیلی خوبه و باحاله :) دخترشم که از وقتی فندق بود جان من بوده و هست به علت شباهتش به دوست دوران کودکیم و زیبایی بی حدش و اخلاق خوبش
خلاصه دیر اومدن حتی انقد دیر که دیگه میزبان ناامید شده باشه از اومدن مهمون و اومدنش بشه مهمون ناخوانده ای بهتر از هرگز نیومدنه :)) 
بچه های خوبی باشین شمام تحت هر شرایطی در هر تاریخی تولد دوست تون رو برین :دی
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۱۵ نظر ۱۴ موافق ۰ مخالف

سازت را با بهار کوک کن

یَا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ وَ النَّهَار
بهار داره میاد خیلی ها خوشحالن از تغییر فصل و نو شدن سال و دید و بازدید و مسافرت رفتن و... یه عده ام مثل من کنج خونه با چشمای اشکی و بینی قرمز شده و یه دستمال نشستن و هی فین میکنن :| حساسیت فصلی اجازه نداده من اون طوری که باید شاد شم از اومدن بهار!
اما با این وجود بهار رو دوست دارم چون خورشید خانوم رو بیشتر میشه دید :) و من خورشید رو عاشقم ^__^ عاشق خورشید اینجام هستم :*
بعدش بهار رو دوست دارم بخاطر بارونای یهوییش و خاطرات خیس شدنای راه مدرسه تا خونه و رودخانه شدن شریعتی و خنده های مستانه ی ما و تعجب مردم که این سه تا دیوانه ان رگبار بهاری زود قطع میشه دیگه عقل حکم میکه بری زیر طاقی ولی دیوانگی ما حکم میکرد خندان و رقصان بریم تا خونه ^__^ بعدشم کتک بخوریم و همون دم در خونه بگن صبر کن اینجوری نیا تو :))
ولی مهم ترین دلیلی که بهار رو دوست دارم تعطیلات عیده :) نه بخاطر مدرسه نرفتنش نه بخاطر مهمونی رفتنش یا مهمون اومدنش بخاطر خلوتی تهران بخاطر پاکیزگی تهران ^__^ انقد عیدا تهران دوست داشتنی میشه که دوست دارم ساعت برنارد رو داشتم تو همون بازه متوقف میکردم زمان رو :) برای همینم هیچ سالی حاضر نشدم سنگرم رو ترک کنم و از تهران برم جایی :)) مگه سیزده بدر با فامیل رفتیم دماوند باغ و لاغیر :) 
میگم درسته که استفاده از ف ی ل ت ر ش ک ن کار بدیست و من نباید داشته باشم ولی وقتی یه آهنگی مثل آهنگ بهار داریوش ف ی ل ت ر میشه :| و پدرت اگه بشنوه داری به صدای شجریان گوش میدی پول تو جیبیت رو قطع میکنه مجبور میشی خلاف کنی :)) خدایی چی داره این که فیلتره؟ :| حالا دانلود قانونی که بماند بخوره تو فرق سر صدام :|
همین آهنگی که گفتم رو بشنوید
دریافت
پیشاپیش عیدتون مبارک ان شاء اللّه سال 96 این موقع وقتی به عقب نگاه میکنین لبخند بزنین و بگین چه سال خوبی بود حیف که داره تموم میشه و بهترین سالی باشه که تا الان داشتین و البته بدتر از سالهای بعدش! این دعا رو همیشه یه عزیزی بهم میگفت و میگفت یعنی هر سالت بهتر از سال قبلت باشه... :) دلتون شاد، عاقبت تون بخیر
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۱۲ نظر ۸ موافق ۱ مخالف

ست میکنیم ^__^

بسم اللّه الرحمن الرحیم
امروز به بابام گفتم انقد دلم میخواد فلان چیز رو بخرم ولی پول کافی لاموجود بخوام موجود شه باید یکسال تموم هیچ جا نرم هیچی نخورم و اینا :)) کلا ولخرجی ممنوع :(
گفت به عنوان عیدی یا کادوی تولدت میخرم برات دوتا میخرم ست کنیم ^__^ چنان جیغی زدم که دیوار صوتی شکست :)) و تمام دادهای همسایه جبران شد چون بنده خدا از جیغ من نگران شده بود اومده بود ببینه خوبم؟ :)) 
اگه دیدین یه مدت نیست شدم بدونین از ذوق مرگی زیاد احتمالا سکته ای چیزی زدم روانه ی بیمارستان شدم ^__^ 
این خنگول جان رو ببینید ^__^
دریافت
 به بابام میگم زن بگیر دیگه از اینا میخوام میگه شرمنده خودت باید شوهر کنی از اینا دار شی من داداشت رو دست تو نمیسپرم گودزیلاتر از یه دهه 90 عادی میشه :(
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۹ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

اَند دِ اِند!

بسم اللّه الرحمن الرحیم 
دست دست دست، دست بزنین :)) بالاخره دندون پزشکی رفتن تموم شد یعنی فکر کنم دکتر شمس یه نفس راحتی کشید :)) 
این سری انقدرم بی حسیش قوی بود که حدود 4 ساعت و ربع کل سمت راست صورتم بی حس بود باور کنین داشتم میترسیدم :)) گفتم حساسیت داده بهم نصف صورتم رو فلج کرده :)) 
موقعی که رسیدم لپام گل انداخته بود و نفس نفس میزدم منشیش گفت راه رو دویدی؟ گفتم نه تو پله ها فقط :)) گفت با آسانسور می اومدی خب گفتم زشته گفت اتفاقا صبح وقتی سوار آسانسور شدم یکی دیگه ام سوار شد وقتی دید طبقه اول رو زدم یه نگاهی کرد سرش رو تکون داد :)) 
بعدشم که رفتم نشستم رو یونیت نزدیک بود کل یونیت چپه شه :)) حالا خوبه قبل من تعمیرکار داشت درستش میکرد مثلا :|
بعد دکمه اش گیر کرده بود داشتم کلا سر و ته میشدم :)) به دکتر میگم آقای دکتر امروز زنده برسم خونه شکر میکنم :)) 
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی 
۸ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف
درباره من
پــروردگـارا!
بـالهـایمـ گمـ شـده انـد؛
تـو دریایی و من تکه چوبی...
بـدون تــو نیستمـ و حـرکت؛
بـرایمـ بـی معنیست
پــس مــرا ببــر بـه هــر سمتـی
که رضـایت هست
مـن مطیعمـ ... مطیــــع!

+

کـافـر خـوش رو
از مـومـن تـرش رو
نـزد خـدا مـحـبـوب تـر اسـت
"امـامـ رضـا (ع)"

+

التماس دعای فرج
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان