اسپند دود کنین

روزهای عجیب غریب خوبین این روزها اسپند دود کنین چشم نخورن!
+ التماس دعا برای پایداری روزهای خوبم ...
  • یا فاطمة الزهراء

اولین روز برفی سال نود و شش

دیشب که دیدم برف میاد و مدارس رو تعطیل کردن فکر نمیکردم برفش تا صبح و حتی ظهر و بعد از ظهر ادامه پیدا کنه و کلی برف بشینه رو زمین و تهران جان رو دوست داشتنی کنه خوب ترین قسمت ماجرا اینجاست که با هیچ کسی که قبلا بوده و الان نباشه با تهران برفی خاطره ندارم جز بابابزرگم و مامان بزرگم و خب برای بابابزرگم و مامان بزرگم دو تا جایگزین عالی هست پدر و عمه ام؛ عمه ام عین گادفادر جانم میمونه تو خیلی مسائل حتی سبک مهرورزیش که اینجوریه که دوستت داره ولی درست با زبون خوش نمیتونه بگه با رفتار نشون میده و توقع داره تو هم بهش توجه کنی و نکنی دلخور میشه عین گادفادر جانم که قهر میکرد و باعث میشد دوستم با خنده بگه بابابزرگت بیشتر شبیه داداش بزرگترت یا حتی دوست پسرت میمونه! و پدرم عین مادربزرگم اصلا از شباهت پدرم و مادربزرگم میگن شهریوری ها ابراز محبت کلامی بلد نیستن ولی دروغ محضه پدر و مادربزرگم اثبات کردن که بله خوبم بلدن هر چند که اندازه گادفادرم هیچ کس بلد نیست گادفادر جان در دوران عاشقیت و قبل نامزدی و ازدواج یکسری نامه ی خیلی عاشقانه داره که هر دختری با هر طرز تفکری با خوندنش یقین دارم گول میخوره حالا مادربزرگ من که هیچی...
خب اینا رو گفتم که بگم یک روز برفی عالی بدون دل گرفتگی بخاطر نبود عزیزی داشتم صبح اول ساعت شش بیدار شدم و با دیدن برف بدو رفتم بالکن و سرفه کنان برگشتم تو و لباس گرم پوشیدم نمیرم و رفتم حیاط و تو همین اطراف گشت و گذار و ساعت هشت و نیم برگشتم خونه و رفتم خوابیدم گرم شم که عمه خوابالو اومد تو اتاقم گلدون اتاقم رو آب بده گفت برف اومده گفتم صبح بیدار شدم دیدم بهش نگفتم بیرونم رفتم که نکشتم شش صبح تنها رفتی بیرون دختر؟ یکم که گرم شدم رفتم صبحانه خوردیم و دیدم عمه هی میگه بیا بریم پشت بوم دیگه تصویب شد بریم باغ موزه ی نزدیک خونه مون که یک کافه ی خیلی عالی هم داره حاصلش شد یک ساعت انتظار تو سرما، چندتا عکس، برف بازی به این شکل که عمه هی گوله برفی درست میکرد بزنه به من و من طبق یه عادتی از بچگی میگرفتم شون گوله ها رو پرت میکردم سمت خودش! اولین گوله برفم در نهایت دقت و تعجب پرت کرد داخل جیب پالتوم البته غیر عمدی بود کاملا؛ بعدش یه لیوان چای نبات و بیسکوئیت خونگی برای من و یک هات چاکلت دارچینی برای عمه و یک کیک شکلاتی برای هر دو موقعی که چای رو میخواستم بخورم گل کنار لیوانش رو ندیدم و بعد تموم شدن چای دیدمش و برداشتمش برای یادگاری امروز


در نهایت از پیرمرد دوست داشتنی ای که امروز تولدشه ممنونم که انقدر خوش قدمه و روز تولدش انقدر برای من خوب بود... هر چند که به قول یکسری از دوستان این روز خوب ما روز بدی بوده برای خیلی ها و امیدوارم خدا خودش کمک شون کنه من که متاسفانه کاری از دستم براشون برنمیاد...

  • یا فاطمة الزهراء

الهی العفو!

امروز اولین روز انتخاب واحد دانشگاه ماست و اولین چیزی که خودنمایی میکنه عکس زیر هستش!
حس کامیکازه های ژاپن رو دارم! چرا؟ چون هیچ کس جز عباسی لعنت الله علیه شیمی یک برنداشته و خب بعد از کلی مشورت با رفیق جان دیدم بهتره که خر شم باز گوش و دم و سم درآرم و با عباسی لعنت الله علیه درس بگیرم ولی این بار سعی کنم صبوری نموده دعوا نکنم باهاش و اگه تو ایام حذف و اضافه میشد برم با استاد دیگه بگیرم برم بگیرم اگه هم نه که امیدوار باشم سر ترم گذشته باهام لج نکنه ان شاء الله ...
  • یا فاطمة الزهراء

آنه من است او!

توی وب ماه و ماهی گفته بودم آنه تنها دهه هشتادی ای هستش که میتونم باهاش دوست باشم از ویژگی های عجیب و دوست داشتنی آنه این که من هر وقت از بیست و چهار ساعت شبانه روز حالم خوب نباشه آنه انگاری که دوربینی چیزی کار گذاشته باشه ! یا خیلی دلش به دل من متصل باشه مثل یک خواهر دو قلوی برره ای با نزدیک به ده سال اختلاف سنی سریعا متوجه میشه و بهم پیام میده و نمیشه بهش دروغ گفت! نمونه اش همین دیشب که داشتم گریه میکردم یهو آنه پیام داد حالم رو پرسید البته دیشب جالب بود یهو هلما هم پیام داد ولی خب هلما رو پیچوندم! 
+ یک توصیه ی خواهرانه به پسرهای خواننده وب (این رو میگم چون دیشب یکی از پسرهای بیان گفت طبیعیه اونم با کسی که دوستش داشته این کار رو کرده و ممکنه شمام بکنین یه وقت) راه برای لوس کردن خودتون و جلب توجه زیاده خیلی هم زیاده و بدترینش اینه که بخواین با حرف نبودن تون شخص مقابل رو امتحان کنین یا همون لوس کنین سه حالت وجود داره یا دختر واقعا دوست تون داره بهم میریزه و نمیتونه مخفی کنه یا دوست تون نداره و دلیلی نمی بینه جلوی شما فیلم بازی کنه که دوست تون داره پس خیلی شیک میگه باشه خداحافظ و اینجوری اگه نیت تون لوس کردن تون بوده و دختر رو دوست دارین خودتون جوری نابود میشین که باید تو کتاب ها بنویسن حالت سوم دختر دوست تون نداره ولی به دلیلی میخواد نفهمین نمایش بازی کردن خیلی راحت تر از اون چیزی که فکر میکنین هستش خیلی راحت تر و در کل کار جالبی نیست چون یا دل می شکنین یا دل تون میشکنه یا گول میخورین پس آدم باشین با تشکر !
  • یا فاطمة الزهراء

عزای عمومی!

عزای واقعی یعنی دروسی که ارائه دادن همه از دم چرت و پرتای عمومی باشه بعلاوه ی ریاضی دو با کسایی که نمیشناسی! شیمی یک با عباسی شیمی دو با چندین استاد خیلی خوب که ممکنه ترم دیگه ارائه ندن و شما میمونی بین انتخاب عباسی و هفت روز هفته دانشکده بودن! الهی العفو فقط همین... 
  • یا فاطمة الزهراء

درس پاس نکردگانیم!

بله دوستان میفرمایند جانوری و گیاهی پاس نکردن البته جانوری رو یکی شون پاس نکرده گیاهی رو اون یکی! بعد شیمی هم که همگی افتادیم بعد جفت شون اندیشه افتادن منم فیزیک رو افتادم و جمیعاً خاک برسرمون واقعاً!
بعد گیاهی رو قرار شده اونی که افتاده با استاد جان من بگیره اونی که جانوری رو افتاده با همون سیادت جان بگیره شیمی رو هم اگه اونایی که میخوایم ارائه بدن با اونا بگیریم بعد همگی دست به دعا شدیم بتونیم اندیشه اخلاق یا قانون اساسی رو با هر کسی جز ذوالجلالی بگیریم که لامصب انگار خود کابوس بزرگه و برای آزمایشگاه ها قرار شده بیخیال نمره شده برای کسب دانش و ریختن بیشتر ترس از جانوران عزیز با آقای جنگ خواه بگیریم و همون طور که از اسمش معلومه بسیار جنگ طلبن! اصلا یک توصیفاتی ازش میکنن نابودگر ولی چون سیادت جان میگن جنگ خواه عالیه ما هم گوش مخلمی و سم در آوردیم و میخوایم که با جنگ خواه جان درس برداریم فقط نمیدونم چرا نیکوروان برخلاف اسمش روانپریش میزنه؟ و قراره از صبح یازدهم سر سایت چنبره زده که ساعت سه با این مواجه نشیم که ای بابا چرا همه استاد خوبا تکمیل ظرفیت شدن و هر چی خل و چله مونده؟!
و در نهایت نتیجه میگیریم که انتخاب واحد خر است!
  • یا فاطمة الزهراء

راه های جذاب و بی خطر تخلیه عصبانیت!

این چند وقت خیلی بیشتر عصبی میشم و خیلی زیاد حساس و لوس شدم به حدی که واقعاً خودم از دست خودم خسته شدم. البته سعی میکردم از تکنیک یک دوستی استفاده کنم و عصبانیت و ناراحتیم از افراد رو خیلی هم بروز ندم اما متاسفانه هر چقدر هم سعی میکردم تجسم کنم فلانی رو کوبیدم تو دیوار یا آینه پشت سرش و آینه پرخون شده! به حد کفایت بهم آرامش نمیداد و فرد خاطی! رو داعش طور منهدم میکردم تا اینکه خیلی اتفاقی با بازی زیبا و جذاب Last Day On Earth آشنا شدم.
بازی هم به این شکل هستش که مثلا سال ۲۰۲۷ شده و ویروسی تو زمین پخش شده که هر کسی بهش مبتلا میشه تبدیل میشه به یک زامبی! بعد موقعی که بازی شروع میشه حکما شما آدمی هستی که خدا از بهشت رونده شما رو! به همون شدت بی وسیله و حتی لخت بعد باید برای خودت از رو زمین سنگ و چوب برداری و ابزار بسازی برای کشتن زامبی ها، قطع درخت، خرد کردن سنگ معمولی و سنگ معدنی ای که توش آهن هست بعد بری از سرزمین خودت بیرون و از سرزمین های اطراف حتی سرزمین سایر بازیکنان وسیله های مورد نیازت رو پیدا کنی و هی خونه ات رو ایمن سازی کنی! 
حالا من این بازی رو نصب کردم و زامبی چاق ها رو به نیت عباسی لعنت الله علیه میکشم و لذت میبرم هر وقتم هر کسی هم باعث ناراحتی و عصبانیتم میشه تو ذهنم یکی از زامبی های هم هیکل با اون فرد رو در نظر میگیرم و زامبی رو به نیت شخص میکشم و دیگه با کسی بحث نمیکنم دعوا نمیکنم خونسرد و با آرامش به زندگی ادامه میدم.
این هم منم داشتم میرفتم سرزمین همسایه رو غارت کنم کوله و انبارم رو خالی کردم جا کم نیاد!
  • یا فاطمة الزهراء

وآن که معشوقی ندارد عاقل است¹

اصلا اینکه عاشق باشی در عین این که شیرین و دلپذیر میتونه باشه حماقت محض هم هست! وقتی عاشق نباشی دیگه زنده مرده ی کسی برات مهم نیست چه برسه به اینکه بخاطر کسی نگران شی و بی خواب شی و وقتی از اون مطمئن شدی تازه خوابت ببره!... یا وقتی عاشق نباشی برات اهمیتی نداره فلان شخص که دبیر یکسری گودزیلا و هیولا شده اگه دانش آموزهاش نمره خوب نگیرن (خوب هم از نظرشون یعنی فقط و فقط بیست ولاغیر!) اعصابش رو خرد میکنن اگه عاشقش نباشی میگی چشمش کور، دندش نرم میخواست معلم نشه ولی وقتی عاشق باشی برای موفقیت شاگردهاش دعا میکنی بلکه نمره ی خوب یا همون بیست بگیرن تا اذیت نکنن معشوقت رو... اگه عاشق نباشی بخاطر چند ساعت بی خبری سردرد نمیشی گریه نمیکنی... عاشق نباشی غذای مورد علاقه اش رو به راحتی میخوری یه آبم روش و یادشم نمیفتی عاشق که باشی غذا اگه خوشمزه باشه کوفتت میشه که ای بابا دوست داره ولی نیست!


۱. اصل عنوان "وآن که معشوقی ندارد غافل است _ غزل ۷۲ سعدی"
  • یا فاطمة الزهراء

بذارین بخوابم!

صبح تو اتاقم خواب باشم با صدای جیغ و زنگ دبستان بیدار میشم تو پذیرایی یا اتاق مادربزرگم خواب باشم با صدای برنامه صبحگاه پادگان! د مسخره ها دلتون برای سرباز فلک زده نمی سوزه برای اهل محل بسوزه برای اونا نمی سوزه به فکر عاقبت بخیری تون باشین با این حجم نفرینی که برای خودتون میخرید عمرا عاقبت بخیر شین از من گفتن بود! عصرها هم یا با صدای داد پسرهمسایه یا آهنگ دامبیلی دیمبول خونه پشتی! بذارین بخوابم ... همین کارها رو کردین ملت فکر میکنن من فضایی یا ابرقهرمانم که چهار ساعت میخوابم...
  • یا فاطمة الزهراء

من یک دختر مسلمانم

مژده ای دل که مسیحـا نفسی می‌آیـد
که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
از غـم هجر مکن نـاله و فـریــاد کـه مـن
زده‌ ام فـــالـی و فریـــاد رسـی مـی‌آیـد
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan