آنچه گذشت: سفرنامه چین "هانگژو قسمت یک"
فکر نوشتن سفرنامه هانگژو + بعدش نوشتن داستان کانال رگا + جمع آوری مطالب پاورپوینت برام شده کابوس اصلا! دیگه دارم از تایپ بیزار میشم تازه باز دانشگاه شروع شد باز تایپ گزارشکار باز ریخت نحس میثم ااای خدااا! یعنی کلاس های میثم رو فقط به خاطر اینکه درسش خیلی جذابه و انصافا معرکه درس میده و وجود فرنوش میتونم تحمل کنم و گرنه حذف میکردم ترم دیگه با خیل تاش میگرفتم اون که میتونه بفرسته رویان هم بخوره تو فرق سرش! 
یکی از مزایای حاتمی این بود که خیلی به سحرخیز باش تا کامروا شوی معتقد نبود و صبح ها ساعت ده حرکت میکردیم البته از اون طرف شبا ده و یازده برمیگشتیم هتل ولی خب برای من راحت تر بود خلاصه روز اول قرار شد بریم یه جایی حالت جنگلی که یه رودخانه بود گمونم! از وسطش رد شده بود و رفتیم اونجا قایق سواری و کلی تو قایق خوش گذروندیم البته من چون سریع تو قایق میخواد تو دریا باشه تو رودخانه باشه تو دریاچه باشه موج باشه موج نباشه تهوع میگیرم دیمن هیدرینات خوردم و حسابی خوابالو شده بودم ولی بیدار موندم چون خیلی خوشگل بود و از جالبی هاش اینکه یه سمت بافت گیاهی و جنگل بود یک سمت پر آسمان خراش
بعد از قایق برنامه ی چای خوری داشتیم متفاوت با مراسم چای پکن توی پکن ما رفتیم یه مغازه ی مدل سنتی و مراسم چای اجرا کردن برامون و کلی چای های مختلف بهمون معرفی کردن ولی اینجا رفتیم مزرعه ی چای و فقط چای سبز بود که از سر زمین میچیدن میاوردن دم میکردن! کاملا از تولید به مصرف! ولی خب من مراسم چای و مزه چای هایی که تو پکن خوردیم رو بیشتر دوست داشتم 
بعدش چون آقای حاتمی اعتقادی به روح نداشتن! به جای اینکه بریم ناهار بخوریم رفتیم یه معبدی توی کوه های هانگژو که برای رفتن به معبد باید سوار تله کابین میشدیم و وقتی رسیدیم معبد داشتن یکسری اعمال خاصی رو انجام میدادن و هر کس دعایی داشت میتونست بنویسه بده به یک بنده خدایی که اونجا بود و یه چیزی شبیه زنگم بود میزدن که مثلا معنیش همون ان شا الله حاجت روا شی یا بهش برسی خودمون بود بعد از اینجا چون بشدت همه گرسنه بودن رفتیم ناهار ساعت پنج بعد از ظهر بود البته و جا داره بگم تو مسلمون نیستی حاتمی اون روز اکثریت مشکل براشون پیش اومد!
بعد از ناهار! که بهتر بود اسم شام روش بذاریم رفتیم دیدن برج ایفل مصنوعی! نظر شخصی من اینه که اگه گذرتون افتاد هانگژو وقت تون رو ابدا تلف نکنید به چند دلیل اصلا جای خوشگل و جالبی نیست بعدشم که خیابون رو به روش پر از رستوران های چینیه بعد بوی پنیر غذاهاشون انقدر تند و بده احتمال زیاد اذیت میشید اکثر هم سفرهای کن از بوی غذاها و دیر غذا خوردن البته داشتن دلپیچه میگرفتن
بعدشم برگشتیم هتل و من شکرگزار نعمت فیلترشکن و نت شدم و شروع کردم به چت با رفیق جان و باز موبایل به دست خوابم برد! اصلا سخت ترین قسمت سفر چین من بعد از این مسئله که میرفتی دستشویی آب نبود باید با دستمال خودت رو پاک میکردی و برای من واقعا مصیبت بود این بود که توی طول روز کلی خسته میشدم و داغون میرسیدم هتل و بعد اونجا ساعت دوازده بود ایران هفت و نیم و من زود خوابم میبرد و بعد بیدار میشدم میدیدم رفیق جان خیلی دیر خوابیده و خوب نبوده و نشده باشم واقعا فشار روانی بدی روم بود از این جهت اصلا دیگه غلط بکنم جایی برم که اختلاف ساعتش بیشتر از یکی دو ساعت باشه
فرداش اولین جایی که رفتیم باغ وحش بود و من و الیکا تمام مدت به ذوق دیدن پاندا داشتیم میرفتیم ولی مواجه شدیم با یه کوه پشم سیاه و سفید که باسن مبارک رو کرده بود سمت ملت و خوابیده بود من اونجا پیشنهاد دادم تتلو بذاریم حتما بیدار میشه ها گوش ندادن و خلاصه که نشد ببینیم پاندا جان رو
بعدش رفتیم ناهار که باز جریان دیروز نشه و بعدشم ونیز مصنوعی این یکی قشنگ بود و بازم سوار قایق شدیم و بسیار بسیار خوش گذشت و کلی خاطره شد برامون البته ناگفته نماند آقای حاتمی میگفت دیر رسیدیم ساعت کاری قایق ها تموم شده دیگه نمیبرن و ما خودمون با قایقران ها صحبت کردیم و رفتیم شمام رفتین هانگژو شنبه یا یکشنبه برین توی تعطیلات تا بعد تاریکی قایقا کار میکنن شباش قشنگ تره! تازه حاتمی میگفت ااا من خودم اینجا رو شب نرفتم و با آخرین گروه خودشم رفت!
از ونیز چون دو ساعت بیشتر راه نبود راهی شانگهای شدیم و رفتیم شانگهای و یکم خیابون های شانگهای رو گشتیم و رفتیم هتل اتاقا رو تحویل گرفتیم 
بعدش چون قول داده بود ما رو ببره شام سلف سرویس چینی شام رو رفتیم رستوران چینی سلف که البته مدل کره ای بود یعنی باربیکوی کره ای وسط میز گذاشته بودن برای همین من الان شک دارم اونجا اصلا چینی بوده باشه ولی خب خیلی خوب بود کلی خندیدیم چون باید خودمون میپختیم میخوردیم و خیلی فان بود و کلی خوش گذشت یکی از بهترین قسمت های سفر اونم برای یه شکمو مثل من همین بود واقعا
شانگهای هم باشه فردا مینویسم ان شاء الله اونم تو یه پست جمعش میکنم!