خسته ام ولـــی شادم؛ چرا؟ یکی بخاطر دیروز و شیطنتامون با چندتا از بچه های دانشگاه و خباثت مون و بدجنس شدن مون
یکی هم بخاطر امروز که بعد از مدت ها واقعا دوباره یکسری از بلاگرها رو یکجا دیدم و با یک بلاگر جدیدم آشنا شدم ... مرسی از حریر، پری، پریسا، خورشید، جولیک (ببخشید لحظه اول نشناختمت!!!) و سرک جان، سرک عزیز اصلا احترام بگذارید الکی که نیست دادیار هستن!!! بخدا من دختر خوبیم فقط نباید عصبیم کنن اصلا...
خب اول قرار ما ساعت سه کافه لمیز ولیعصر بود ولـــی بعد از اینکه جمع شدیم و منو رو آوردن دیدیم اااع غذا نداره فقطم قهوه و چای داره بعد دو نفرمون ناهار نخورده بودن طفلیا یکی شونم که قووووووووووول دادم بهش از سوتیاش نگم بر اثر گرسنگی پشت هم سوتی میداد سوتی هااا ولی دستش درد نکنه شادمون کرد خلاصه کوچ کردیم گرامافون و دیگه همونجا موندیم و گفتیم و خندیدیم
البته وقتی رسیدیم دم در کافه بچه ها یه رویی از من دیدن که ندیده بودن قبلا و اینکه اگه جلوم رو نگرفته بودن شاید باید الان از بازداشتگاه براتون پست میذاشتم ! به دلیل اینکه زیرا یکی از صبح مزاحم حریر شده بود بعد یهو جلو در کافه باز پیداش شد منم که بی اعصاب ... کسی دوست منو اذیت کنه ؟! چه جسارتااا 
دیگه آهـــــا به پری هم قول دادم مثل صبا که بانوی صلح توصیفش کرده بود قشنگ توصیفش کنم بعد چون من اندازه صبا خلاق نیستم چیزی به ذهنم نیومد جز همون شعری که حریر در وصف چال لپش خوند "در دو چال گونه ات دنیای من جا میشود/عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت" و اینکه دیگه نبینم و نشنوم به چال لپت میگی معلولیت ها به قول سرک ماهایی که نداریم حسودی میکنیم گفتیم معلولیته و گرنه یکی از زیباترین چیزهایی که میتونه تو صورت هر فردی باشه همین چال های لپه سبزه و نمکی هم که باشی دیگه هیچی
بعدش دیگه از چی بگم که سوتیامون نباشه؟! آهــــــا بخش زیبا و جذاب عکس گرفتن های یهویی و غیر یهویی و کادوهای جولیک به پریسا واسه مادر شدنش و دانشگاه رفتن حریر! دیگه شما فکر کن یکسری دختر دور هم جمع بشن و عکس نگیرن شدنیه؟ یا مثلا تو جمع یک سری ها حواس جمع باشن و کادویی رد و بدل نشه اصلا شما فکر کنین خورشید وارد جمعی شه و یک نفر از اون جمع رو خیلی ویژه شاد نکنه شدنی نیست واقعا
بعدش دیگه نخود نخود هر که رود خانه ی خود فقط یه تشکر ویژه از جولیک دارم که با حریر رفت من خیالم راحت شه دیگه کسی مزاحمش نمیشه
+ جای واران عزیزم، صبا، دخترک، نارخاتون واقعا خالی بود امیدوارم دفعه های بعدی باشین...