دیروز مامانم زنگ زدن بهم میگه چیه خوشحالی میگم انتخاب واحدم بود بی دردسر تموم شد خوشحالم حس سربازی رو دارم که پیروز شده توی جنگ و حالا برگشته به خونه پیش خانواده اش ولی ته دلش بخاطر چیزهایی که تو جنگ دیده غصه هست ! مادر خانومی میگه چطور؟ میگم چون پرپر شدن دوستامو دیدم اینکه نتونستن چیزهایی که میخوان بردارن!
دیروز خیلی بهم مزه داد ساعت سه سایت باز شد من سه و سه دقیقه انتخاب واحدم تموم شد داشتم آبمیوه میخوردم! به همین سرعت و خوشمزگی چون یه هفته بود پول رو داده بودم میدونستم برگشت نخورده و از رو لیست دروس ارائه شده چندین و چندتا انتخاب واحد کرده بودم و در نهایت بهترینش رو گذاشته بودم کنار و فقط تق تق چندتا کد زدم و بعدم ذخیره ی نهایی و تمــــــــام
فقط میدونین چیه؟ مصیبت یعنی شنبه اولین چیزی که می بینی قیافه ی زیبای عباسی لعنت الله علیه باشه خدا کنه این ترم کار به جنگ نکشه